برای شروع این مطلب، ابتدا لازم است نقل قولی کنم از «کِی آر اِس وان» یکی از مهمترین نظریه پردازان فرهنگ هیپ هاپ. این هنرمندِ اهل نیویورک (زادگاه هیپ هاپ) که بسیاری از او با عناوین «فیلسوف هیپ هاپ» و یا «مُعلم» یاد میکنند در جواب این سوال که «فرق بین هیپ هاپ و رپ چیست؟» و یا بهتر است بگوییم در تعریف دو مفهوم هیپ هاپ و رپ بارها این گونه گفته است: رپ کاری است که میکنید، هیپ هاپ چیزیست که زندگی میکنید. و یا در جای دیگر گفته: شما هیپ هاپ هستید. از این دو گفتار که از اصلی ترین تعاریف فرهنگ هیپ هاپ به شمار میروند به سادگی برداشت میشود که کلمهٔ هیپ هاپ به چیزی فراتر از یک نوع موسیقی اشاره میکند، به طور کلی به یک فرهنگ و یک نوع سبک زندگی. «آفریکَن بامباتا» که از تاثیرگذارترین افراد در شکل گیری این فرهنگ است، عناصر اصلی هیپ هاپ را این گونه معرفی میکند: گرافیتی، برک دنس، دی جی اینگ و ام سی اینگ یا همان کاری که ما امروز آن را با عنوان «رپ» میشناسیم.
تاریخچه هیپ هاپ موضوع این مطلب نیست، موضوعات مطرح شده در بالا به ما کمک خواهد کرد تا قدمی برداریم به سوی تعریف و تفسیر فرهنگ هیپ هاپ در ایران. دقت کنید وقتی که از عبارت «فرهنگ هیپ هاپ ایران» و یا «هیپ هاپ ایرانی» استفاده میکنیم به چیزی گستردهتر از رپ فارسی اشاره داریم، به فرهنگی که در طول بازهای مشخص شکل گرفته است و ویژگیهایی خاص خود را داراست، که البته رپ فارسی بخش عمدهای از این حرکت اجتماعی را تشکیل میدهد.
برای بررسی هیپ هاپ ایران، بر خلاف کاری که تا امروز صورت گرفته است، باید ابتدا به بررسی برک دنس در ایران پرداخت، زیرا برک دنس اولین عنصر هیپ هاپ در ایران است، و در اوایل دهه هفتاد شمسی شروع به شکل گرفتن کرد. این روند ادامه پیدا کرد و برک دنس ایران در سالهای اولیهٔ دهه هشتاد به اوج رشد خود رسید، تا جایی که اولین مسابقات رسمی آن در این سالها برگزار شد. بیشتر فعالین در برک دنس ایران و همچنین فعالین در رپ فارسی و گرافیتی ایران از طبقهٔ متوسط اقتصادی شهر نشین بودند و بیشتر متولدین دهه شصت شمسی. لازم به ذکر است که بسیاری از فعالین در رپ فارسی از کسانی هستند که زمانی به برک دنس و گرافیتی مشغول بودند و یا برعکس. چیزی که در اینجا سعی دارم به آن اشاره کنم، تشابهات و نقاط مشترک قشری خاص از متولدین دههٔ شصت شمسی است که در طول رشد خود و در سالهایی که شخصیت آنها در حال شکل گرفتن بود، این راه زندگی را برای خود انتخاب کردهاند و تا امروز رسیدند. این افراد دغدغههای مشترک دارند و در شرایط بسیار مشابه زندگی کردهاند. شاید بتوان هیپ هاپ ایران را با متولدین دهه شصت تعریف کرد و برعکس. هیپ هاپ یکی از وجه تمایزات این نسل با نسلهای قبلی خود است. روشی برای ابراز وجود در جامعه.
رپ فارسی حرکتیست در ادامهٔ برک دنس ایران که در موازات آن شروع به رشد کرده است. زمزمههای رپ فارسی آرام آرام از اوایل دهه هشتاد شروع به شنیده شدن کرد، هر چند در آن سالها کارها کیفیت خوبی نداشتند اما مخاطب خود را به دست آوردند و خود را به عنوان یک سبک موسیقی به هم نسلیهای خود شناساندند. بسیاری سالهای هشتاد و چهار تا هشتاد و هفت را سالهای اوج رپ فارسی میدانند، این همان سالهایست که به علت مخاطب بسیاری که این سبک جمع کرده بود، تعداد تولید کنندگان و در کل افراد درگیر با این موضوع بسیار بالا رفت که از همین جا آرام آرام نطفهٔ حرکات موازی افرادی که به طور کامل به این قشر تعلق نداشتند کاشته شد. در نتیجه، کارهایی شروع به تولید کرد که از لحاظ تکنیکی رپ بودند ولی نمیتوان آنها را در فرهنگ هیپ هاپ جای داد.
هیپ هاپ ایران و به خصوص رپ فارسی امروز نیازمند مرزبندیهایی مشخص است. به عنوان مثال ما کارهای بسیاری در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد از هنرمندان ساکن لوس آنجلس (از سندی و شهبال شب پره گرفته تا حسن شماییزاده) در قالب موسیقی رپ شنیدیم، و یا بعد از آن ، کارهای مجوز داری در داخل ایران تولید شدند (از شاهکار بینش پژوه تا رضا عطاران)، اما آن کارها در شکل گیری و شخصیت سازی رپ فارسی عملا نقشی نداشتهاند و در بسترهای دیگری جای بررسی دارند و اصولا این کارها در بررسی هیپ هاپ ایران جایگاهی ندارند. مثال دیگر کارهایی هستند که امروزه در فرهنگ هیپ هاپ ایران اصطلاحا به آنها «خالطور» گفته میشود. به طور حتم این کارها هیچ ارتباطی با فرهنگ هیپ هاپ ایران ندارند. اینجا نیاز است که با یک مقایسه به این نتیجه برسیم که این موضوع فقط از لحاظ تکنیکی مورد نظر نیست. کافیست کار «منو دوست دارن» از «تهم» و حتی بعضی از آهنگهای شش و هشت گروه «تیام» را با کارهایی مثل کارهای «ساسی مانکن» و یا «علی پیشتاز» مقایسه کنید. خواهید دید که با اینکه هر دو گروه از ریتمهای شش و هشت استفاده کردهاند و حتی در بسیاری از اوقات راجع به موضوعات مشابه سخن میگویند. اما تفاوت در نگاهها، تفاوت در تنظیمها و به طور کلی تفاوت در روح و هدف کار کاملا مشخص است. این مرزبندی برای بسیاری از مخاطبین و رسانه ها قابل درک نیست که باعث میشود تا هر موسیقی که از تکنیک رپ استفاده میکند را در زمره هیپ هاپ ایران ببینند. که این نوع نگاه مشکلات زیادی را تا امروز برای اهالی هیپ هاپ ایران ایجاد کرده است. از ناامیدی گرفته تا مسایل مالی و قانونی.
این روزها شاهد توجه بسیاری از رسانهها و عدهای از هنرمندان ایرانی به موضوع موسیقی زیرزمینی ایران هستیم، که البته بیشتر اوقات به دلیل شناخت سطحی رسانهها و هنرمندان از این فرهنگ، این توجه نه تنها کمکی به فرهنگ هنر زیرزمینی ایران نمیکند، بلکه باعث سختتر شدن شرایط برای اهالی این فرهنگ خواهد شد و شناخت اشتباهی از آنها به جامعه انتقال میدهد. چه از نوع شوک باشد، چه از نوع گربههای ایرانی. در راس این توجهات، توجه بسیار رسانهها به «شاهین نجفی» است که این روزها نام او را زیاد میشنویم. این گونه نشان داده میشود که انگار شاهین نجفی نمایندهٔ کل موسیقی زیرزمینی و به خصوص هیپ هاپ است. شاهین نجفی هیپ هاپ نیست. شاهین نجفی متولد دهه شصت نیست. شاهین نجفی (به گفته خودش) عاشق موسیقی راک است. شاهین نجفی فقط از تکنیک رپ استفاده میکند. شاهین نجفی رپر موفقی است، اما هیپ هاپ نیست، مخاطب او هم همینطور.
برای کسی که عمر خود را صرف این فرهنگ کرده است، شاهین نجفی فرقی با ساسی مانکن نمیکند.
احسان قره ضیاالدینی
فروردین نود
comments